بنياد پژوهشهاى قرآنى حوزه و دانشگاه
6
قرآن و طب ( مجموعه مقالات ) ( فارسى )
بحث : [ نياز به الگوى مناسب براى شناخت پديدههاى درونى و بيرونى ] هر نظام اجتماعى نيازمند الگوى مناسب براى شناخت پديدههاى درونى و بيرونى مىباشد كه اين الگو را بايد شناخت و تعريف روشن از انسان داشته باشد . قاعدتا براساس چنين تعريف روشنى است كه مىتوان براى مفاهيم ديگر از جمله سلامتى و اخلاق پزشكى تعريف مناسب ارائه نمود . بىترديد هر تعريفى از انسان كليه موضوعات مربوط به او را نيز تحتالشعاع قرار مىدهد . در واقع هنگامى كه فلسفه انسان ( فطرت او ، اهداف او ، توانايى هاى بالقوه او ، عملكرد او ) تغيير كند آنگاه همه چيز تغيير مىكند . نه تنها فلسفه سياست ، اقتصاد ، اخلاق و ارزشها ، روابط ، بين انسانها و حتى خود تاريخ بلكه فلسفه تعليم و تربيت ، روان درمانى و رشد شخصى ، نظريه چگونگى كمك به انسانها نيز تغيير مىكند . قاعدتا اصول و مبانى كليه علومى كه به تعريف خاصى از انسان استوار هستند نيز دستخوش تغيير و تحول مىشود كه از جمله اين علوم مىتوان به پزشكى و كليهى شاخههاى مربوط به آن اشاره نمود چراكه مهمترين و محورىترين موضوع در پزشكى ، انسان شناسى و چگونگى ارتباط تن و روان است و با توجه به اينكه در اين راستا مهمترين بحران زندگى اجتماعى انسان در دورههاى مختلف تاريخ بشر مسئله اخلاق و نحوه سلوك انسان در جامعه با همنوعان خود بوده است لذا پيچيدگى دنياى امروز در ابعاد مختلف زندگى باعث شده است كه اخلاق در حرفههاى مختلف به صورت جداگانه مطرح گردد خصوصا در حرفه پزشكى كه هدفش انسان است علت طرح مباحث اخلاق پزشكى و تاكيد بر اهميت آن به اين خاطر است كه مسائل آن فراتر از اخلاق عمومى است آنچه بهعنوان اخلاق عمومى مطرح مىشود نمىتواند جوابگوى نيازهاى اخلاقى در حرفه پزشكى باشد زيرا به هيچ فردى مسئوليتى به اهميت مسئوليت پزشك واگذار نشده است و هيچ شخصى غير از پزشك امين ناموس و نگهبان سلامت انسان نيست براى سالم نگهداشتن هر شيئى يا هر مخلوقى بايستى شناخت كامل از آن مخلوق داشته باشيم و آشنايى كامل با جغرافياى تن و ابعاد وجودى او را داشته باشيم خصوصا اگر اين موجود مخلوقى باشد كه خالق هستى در قرآن كريم در سوره تين پس از چهار قسم اشاره به شايستگى آن كرده و مىفرمايد : « لَقَدْ خَلَقْنَا